مخاطب خاص سلام ،
مجبورم برات اینجا پیام بزارن تا بخونی آخه حضوری ....
کاش بدونی این زندگی که الان توشیم !!!!
آره عزیزم منم مثل تو فکر میکنم و منم مثل تو تو این زندگی فعلی هیچ کارم .... من تسلیم دیگران شدم و خودم رو مثل تو سپردم به باد....
اگه قسمت بود زندگیمون میشه همونی که میخواستیم و اگه نبود.....!!! نمیدونم چی کار باید کرد اما منم مثل تو خسته هستم...
و مثل تو شرایط روحیم زیاد خوب نیست و لی سعی میکنم جلوی تو حداقل یه کم ظاهر سازی کنم اما تو اینم سعی نمیکنی...
دلم میخواد قدر شناس باشی اما نیستی و کارهایی که میکنم رو اصلا نمیبینی یا شایدم مفهمی و ظیفم میدونی .....
با حرفات دلمو میشکونی اما.......
من واسه با تو بودن از همه چیز میگذرم حتی اگه لازم باشه از خودمم میگذرم اما تو...
همه کس رو به من ترجیح میدی و داری حس امنیت رو ازم میگیری... و کم کم دارم فکر میکنم که واست هیچی نیستم ...
اگه بهت بگن منو بزاری کنار خیلی راحت این کارو میکنی فقط برای این که دل خانوادت رو نشکنی اما من.......
اینو بدن واسه یه زن فقط واسه این که بمیره ، کافیه حس امنیت رو ازش بگیری و بهش بفهمونی بودنش همش با تردیده...که بودنش بستگی به دیگران داره.....
عزیزم حالم خوب نیست..تو خوبم کن..لطفا
