١.یه اتفاق بد
همسری تصادف کرد ...خدا رو شکر که خودش سالمه..اما ماشینمون داغون شد .. و بازم خدا بهمون رحم کرد
٢.امروز سر کلاس یه دختره کلاه گیس گذاشته بود سرش
آخ که چه ضایع بوداااااا
٣.دیروز وقتی تو تاکسی های دانشگاه نشستم ،دقت کردم دیدم همه جز من و آقای راننده دماغ هاشون رو عمل کرده بودن..کلا جو مسخره ای بود...و در عین حال کلی خنده دار...و بازم کلا همه رفتن تو کاره چیدن دماغاشون
۴. کلا دیگه وقت هیچ کاره اضافه ای رو ندارم.. همین قدر وقت دارم که برم دانشگاه و بعدش با همسری باشم و نه هیچ وقت دیگه ای ..خیلی وقته از همه دوستام بی خبرم و شایدم این شرایط یه کم خیلی فشرده است و امروز موندم تو کاره این دختر پسر هایی که انقدر وقت اضافه دارن که هی به خودشون ور میرن و هی تو خودشون تغیرات ایجاد میکنن...
۵.تازه گیا خیلی هوس کردم که زودی برم سر زندگیم و مستقل شم و خیلی بیش از حد به این موضوع نیاز دارم ،اما فعلا نمیشه
۶.امروز یکی از دوستام بهم اس ام اس زد که دوران دوستی خوبه یا ازدواج ؟؟؟ و من ؟؟؟ اولش یه کم فکر کردم اما الان میخوام بهش جواب بدم که هر دورانی شیرینیه خاص خودش رو داره..مسخره است اونایی که میگن فقط دوستی خوبه یا فقط ازدواج ...به نظرم جفتش واسه من که خوب بوده ...پس..
٧.دیگه کم کم برم بخوابم ..ساعت از١٢ گذشته و دارم بیهوش میشم..
