بارون!!!!!!!
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ مهر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

وای خدایا ..من این هوا رو می پرستم ...ازت ممنونم واسه بر آوردنه آرزوم

تو این بارون و تگرگ !!!رفتم پشت بام !!!! چه حالی داد...این هوا واقعا دو نفرست !!لبخند

تمام ذهن آشفته ام خیس شد ..تازه شد..شسته شد!!!! و من الان بیش از حد آروم و آرومم...

بارون رو دوست دارم بیش تر از هر چیزی که بشه فکرش رو کرد....

الام خوبم ..یعنی تو ابر هام ....مخصوصا حالا که خیسه خیسم لبخند احساسم گفتنی نیست ..اما واقعا به این بارون نیاز داشتم ..

خدایا مرسی بهم حال دادی