زن خسته
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

دیروز باز باران با ترانه با گوهر های فراوان ،می خورد بر بام خانه.....

اما امروز !!!؟؟

 باز باران بی ترانه ،با تمام بی کسی های شبانه.....

می خورد بر زن تنها،می چکد بر فرش خانه،  باز می آید صدای چک چک غم...

باز ماتم زن به پشت شیشه تنهایی افتاده....

نمی دانم....نمی فهمم...کجای قطره های بی کسی زیباست.....

 

(تقدیم به زنی که از ته دلم دوسش دارم و با تمام وجود نگرانشم و واسش فقط آرامش و صبر  آرزومندم....)