بستنی
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

الان  با تمام وجودم اینقدر انرژی دارم که نگو...

فکر نمیکردم هیچ وقت از خوردن یه بستنی اینقدر به وجد بیام اونم زیاد ..

اونم با طمع های فندقی،شکلات تلخ ،سیب ترش و آلبالو  ..وای بازم دهنم آب افتاد.

حس میکنم تمام مولکول های بدنم به جنب و جوش افتادن از شاد بودن و انرژِی زیادی.

الان خوبم خوبه خوب ،حتی بیشتر از تصورم و همه رو مدیون یه دوست خوبم و بد مدیون بستنی خوشمزه

این حال و هوا رو خیلی وقت بود دیگه نداشتم اما امشب دوباره اومد سراغم

خدایا این حس خوب رو به همه منتقل کن..مرسی بابت همه چیز