بامبو

خواستم یه کار تازه کنم..هوس کردم تو اتاقم بامبو بیارم ،هم دوست داشتم هم خیلی تو روحیه اثر داره

خلاصه اینکه تصمیم گرفتم بامبو ها رو حمام کنم و تمیز بیارمشون تو اتاق..

یه گلدونه سنگین . بلند ..بردمش تو حمام، 

د بساب.اما همین که خواستم از حمام بیارمش تو اتاقم از دستم لیز خورد و .... خورد شد از هولم پامو گذاشتو رو شیشه ها و....

نتیجه اینکه الان پای راستم پر چسبه و از توش شیشه خورده آوردم بیرون اما خوشحالم که الان بامبو ها تو اتاقمن و شدن عضو جدید اتاقم.نیشخند حالا از پا درد نمیدونم گریه کنم یا  بخندم؟؟؟!!!!!

/ 4 نظر / 6 بازدید
شب بو

مبارک باشه. بهتره لبخند بزنی به مشکلات. هر چیزی یه بهایی داره. فکر میکنم آدم پر حادثه ای باشی. خیلی زندگیای پر حادثه رو دوست دارم. بازم بهم سر بزن گل ناز. خوشحال میشم. [گل] [گاوچران]

سارا

سلام ممنون که سر زدی به وبلاگم...منم خیلی بامبو دوست دارم

داریوش.......

سلام گل ناز عزیز خیلی خوشحام که به وبلاگت اومدم ساده و خودمونی خداوند همه ما را دوست داره و محبت میکنه من با عنوان چه باید انجام دهیم؟آپم اگه بیای خوشحال می شوم منتظرتم داریوش

سپهر گودرزی

باید بخندی. حالا که پای چپت که سالمه میتونی یه گلدونه دیگم به اتاقت اضافه کنی[چشمک] ممنون که به بلاگم سرزدی[گل]