چهارشنبه 03/09/89

 بالاخره چهارشنبه  شد. و اومدن

یه روزه کامل تو استرس، از لحظه ورود بگیر تا وقتی که خواستن برن

با کلی استرس هر جور بود دو ساعت تموم شد و رفتن

وقتی رفتن همه راضی بودن ...همه خوشحال  ..

اما الان  همه دچار نوسان شدن..هر کی یه حرفی میزنه و این آغاز اختلاف هاست

و تازه شروع سختی های من.....باید صبور باشم ا البته گه بتونم ..و بازم اگه بتونم مقاوم

فقط اینو میدونم که  دارم دوران سختی رو میگذرونم

امیدوارم کم نیارم

چهارشنبه یه قرار ملاقات دیگه داریم ...خدایا خودت به خیر بگذرون

 

/ 1 نظر / 7 بازدید