چوب جادوئی

 گاهی اوقات به عالم بچگی بچه ها حسودیم میشه،سام یه چوبی داره که با

اون هم  ویالون میزنه،هم تبل،هم تار، و هم فولوت....

یه جورائی واسش چوب جادوییه... (وای که چقدر عالم بچگی پاک و بی دغدغه است و دور از هر هیاهوئی......)

امروز داشتم فکر می کردم که چقدر عالی میشد منم یکی از این چوب ها داشتم

بعد تکونش می دادم و می گفتم:

" جی جی جی جینگ" بعد یهو همه چیز تغییر میکرد،زندگی و آدما

می شدن همون که من می خوام،آداما رو مهربون می کردم،. یه کاری می

کردم بفهمم تو دلشون چی می گذره و احساسشون نسبت بهم چیه؟!!

 همه مشکلاتم رو از سر راهم برمی داشتم...یه جورایی زندگی رو بهشت میکردم...

دور ازهر  نگرانی...بی دلهره..بی دغدغه...بی دلتنگی و دلواپسی

وای که زندگی این جوری چه حال می داد....

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
بهاره

وای فکرشو بکن...... همه چی اونی می شد که می خوای چقدر خوب می شد......ولی اگه دل من و نباید بخونیا..... شاید بخوام با خودم غیبتتو کنم...... قول بده که واسه من و نخونی باشه گلم[[نیشخند][لبخند]

کاوه

ببخشید به کی میگن خود خواه ؟

Omid

Matnet khob bod khanom gol Bishtar ba ehsaset minvisi sai kon bishtar matlab bekhone ta dast neveshtat dar kenar ehsas az adabiat ghavi tare barkhordar shan Shad bashe

مهران

1- امید راست میگه. اگه با همین حس یه کم قوی تر بنویسی خیلی توپ میشه ... 2- کاوه هم راست میگه. اگه درست منظورشو فهمیده باشم به این میگن خودخواهی ... 3- از خوندن سه پست "بلاتکلیفی" "من" "چوب جادویی" پشت سر هم کاملاَ میشه مسیر ذهنتو خوند. هنوز بعدی رو نخوندم. منتظرم ببینم آخرش چی میشه ... بلاتکلیفی ... واسه همین ناراحتی و دلت گرفته ... و دلت می خواد با چوب جادویی بفهمی چی تو دل طرف مقابله ... ببخشید اگه برداشت های شخصیمو اینجا نوشتم. آهای هرکی داره اینارو میخونه اینا صحت نداره هااااا فقط نتیجه کاراگاه بازیهای منه [چشمک]