سوتی

 نیم ساعت پیش رو تختم دراز کشیده بودم داشتم کتاب می خوندم که یهو دیدم وایییییییی خدایا چه قدر کیس کامپیوترم صدا میده  .کلافه

با این سردرد مسخره صداها توگوشم دوبل شدن انگار  تو مخم خونه تکونیه رفتم سراغ کیس هی تکونش میدم بلکه صداش قطع شه اما انگار نه انگار فقط گاهی صدا قطع می شه اما دوباره صداش رومخمه

همین جوری که با کیس در گیر بودم ،مامانم درو باز کرد و سشوار به دست اومد تو اتاقم

گفت داری چه کار می کنی؟؟ منم گفتم هیچی کیس صدا میده دارم درستش میکنم

یهو دیدم  دست زد به پیشونیم گفت داغیاااااا‌‌ تعجب !!!!

پاشو پاشو برو یه استراحت یکن که اصلا امیدی بهت نیست  ...صدای کیس نبوده من داشتم سشوار میکشیدم

من اینجوری شدمنیشخند  ها ن؟؟؟صدای سشوار ؟؟؟

اما خودمونیم من تو سوتی دادن رکورد دارما اونم چه سوتیی  ...برم استراحت کنم شاید خوب شدم

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
شب بو

[خنده] [قهقهه] واقعا تو خنده داری... خیلی باحالی که سوتی ها رو میای تعریف می کنی.. از اولشم از این اخلاقت خوشم میومد.[خنده]

کاوه

یادش بخیر دبیرستان سوتی ها رو روی دیوار کلاس می نوشتیم ... خدا رو شکر توی این سالها پیشرفت علم باعث شده دوستان وبلاگی برای سوتی هاشون درست کردن [چشمک][نیشخند]

سحر

وای گل ناز یعنی تو صدای کیس رو از سشوار تشخیص ندادی مادر؟[خنده][خنده][خنده] ای جان خیلی باحالی.البته منم سوتی زیاد میدم.همدردی می کنم باهات[خنده]