مشاهدات

باید بگم انقدر خسته ام که حساب نداره..کمبود خواب دارم....وقت واسه استراحت میخوام...و این که فرصت کنم یه کم به خودم برسم.

دوشنبه که از ساعت ٨صبح تا ١٠ شب سر کار بودم و این فاجعه بود..دیگه کلا تمامی دوشنبه هام به همین شکل هست...

دیروز هم که بعد از کار و یه عالم خستگی ،با نامزد جان رفتیم سینما  و بعدش شام بیرون و بعدش اومدم خونه و یه راست شیرجه زدم تو تختم ناراحت 

و اما امروز و الان که ساعت داره میشه ١١ ...صبح به سختی از تختم بیرون اومدم..اصلا حالم خوب نیست و این باعث شد ١٠ دقیقه دیر به سرکار برسم.... الان احتیاج دارم برم زیره پتو و بخوابم و یه دل سیر استراحت کنم اما اصلا امکانش نیست...

و اما از امروز صبحم بگم ...از خونه که اومدم بیرون یخ زدم از سرما ...ناخوداگاه شالم رو سفت پیچیدم دورم که از یخ زدن احتمالی جلوگیری کنم...

سر کوچه که رسیدم دیدم وایییییتعجب یه آقایی خیلی ریلکس نشسته تو ماشینش و داره مواد میکشه و بر بر هم منو نگاه میکنه...

بهم حالت تهوع دست داد و فقط افسو س خوردم به حال خودم و بچه ای  که شاید چند سال بعد به این دنیای احمقانه پا میزاره و هیچ امیدی به آیندش نداره ..افسوس و افسوس

وقتی هوا سرده بیشتر رقبت میکنم که سرم رو بالا بگیرم و راه برم و به آدم ها نگاه کنم...چهره یخ زدشون خیلی زیبا تر از زمانی هست که  هوا آفتابی و گرم هست.

و پسرکه احمقی که روی پله برقی داره راه میره که زود تر برسه به مقصدشخنده آخه  احمق جان  اینو گذاشتن واسه اینکه روش مثل آدم وایسی و پاهات و زانوهات درد نگیره...اما کلا هر چیزی فرهنگ میخواد که بعضی ها ندارن

الان واقعا به مرحله ای رسیدم  که واقعا دارم error میدم.....دیگه نیروئی ندارم..دیگه کم کم برم سر کار که داره سرم شلوغ میشه ..اونم الان که اصلا حوصله ندارم

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
احدی

عزیزان ! با سلام و درود بی پایان به همۀ شما . حیف است سروده های ماندگار و زوال نا شدنی ، به مرور زمان از درخت خاطره ها بیافتد . بنده ویبلاکی را بمنظور جمع آوری این سروده های جاودانی ، از شعرای معاصر سه کشور پارسی زبان که متعلق به جامعۀ بشری هستند ، ایجاد و تازه رویدست گرفته ام . از شما عزیزان خواهشمندم در قدمۀ نخست ، این ویب را درج پیوند ویبلاکهای خویش نمائید . ثانیاً اشعاری را که به نظر شما جاودانی بمانند نیز در قسمت نظریات معرفی کنید ، تا در ثبت آن اقدام شود . با تشکر فروان از شما احدی

سارا

وای دختر یه مرخصی بگیر و خوب استراحت کن[چشمک] گلم اونی که تو دیدی چیزی نیست. من 2 تا دختر جوون دیدم تو ماشین کنار یه پارک و ساعت 6 عصر که داشتن مواد میکشیدن و خیلی خونسرد بودن. این فاجعه س دیگه... بی فرهنگی تو این مملکت بیداد میکنه. باید رفت...[ناراحت]

کامران

گلی جون من هفته قبل دیدم خانم جوانی توی سالن ترمینال غرب .طبقه دوم .جلوی چشم همه به راحتی مواد می کشید چه راحت بود و بیخیال از نگاه رهگذران.باورم نمیشد ابتذال تا کجا؟