آشفته بازار

آنقدر ذهنم درگیره که نمی دونم از کجا شروع به گفتن کنم. ..دیگه جایی خالی نداره...

همه چی داره مثل یه فیلم ،تند تند از جلو ذهنم می گذره ...نه می تونم استابش کنم ،نه می تونم به عقب برش گردونم ،و نه میتونم بزنم جلو تا ببینم چی میشه بالاخره!!!!

اما بدترش اینه که دیگه هیچ کنترلی رو ذهنم ندارم....داره از پری منفجر میشه و هیچ کاری نمی تونم انجام بدم....

کاش حافظم پاک می شد.....حداقل قسمت هایی که همیشه آزارم میدن....این جوری یه کم آروم می شدم ...

من اصلا نمی دونم باید چی کار کنم که آرامش داشته باشم ...هر کاری می کنم یه جایی میلنگه ...

الان گیجم....یعنی آروم نیستم....بازم باید واسه آرامش نداشته و گاهی کم داشته ام ،به همه بگم چشم!!!!و این بیش از اندازه داره از بین می برتم... نمی دونم...نمی دونم...

یعنی دیگه نه چیزی میدونم ، نه کاری ازم بر میاد...پس من تسلیمم.....آره تسلیم..شاید اینجوری جو آروم شد...

 

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
سرو ناز شیراز

ما را سر سودای کس دیگر نیست در عشق تو پروای کس دیگر نیست جز تو دگری جای نگیرد در دل دل جای تو شد جای کس دیگر نیست[ماچ]

Marco

گاهی وقتا آدم یه چیزایی رو به خودش تلقین میکنه!مثه اینکه هی بگی خوش شانسی! انقدر پا فشاری میکنی تا هر چیز خوبی که رخ میده رو ب حساب خوش شانسیت میزاری دقیقا الان وصف حال تویه... یه خرده بی خیالی طی کنی همه چیز خوب پیش میره

شعر زلال

سلام بر شما عزیز اهل ادب و سپاس بیکران خدای زلال اندیشان را که عمری باقیست و از وبلاگ معطّرتان گلها می چینیم. خواهشمند است هر وقت تجدید مطلب نمودید خبر فرمایید باز مستفیض از کلام گوهرینتان باشیم. با شعری از خودم و مناجاتی از بنیانگذار سبک زلال ( استاد دادا بیلوردی) بروزم و منتظر نگاه حضرتعالی. لازم به یاد آوری است که در پستهای آتی خبرهای شیرینتری از پیشرفت سبک زلال خواهیم داشت.

شعر زلال

سلام بر شما عزیز اهل ادب و سپاس بیکران خدای زلال اندیشان را که عمری باقیست و از وبلاگ معطّرتان گلها می چینیم. خواهشمند است هر وقت تجدید مطلب نمودید خبر فرمایید باز مستفیض از کلام گوهرینتان باشیم. با شعری از خودم و مناجاتی از بنیانگذار سبک زلال ( استاد دادا بیلوردی) بروزم و منتظر نگاه حضرتعالی. لازم به یاد آوری است که در پستهای آتی خبرهای شیرینتری از پیشرفت سبک زلال خواهیم داشت.