وبلاگ تشکری

داشتم وبلاگمو میخوندم دیدم بیچاره چقدر واسم مرهم بوده 

چقدر غر زدم ...

چقدر گلایه..

هم دلم واسه خودم سوخت هم واسه وبلاگم مطمئنم اگه وبلگم زبون داشت تا آلان 100 دفعه سرم داد میزد 

اما آخه چاره ای ندارم مجبورم بیام بنویسم تا آروم شم

دوست ندا م پیشه کسی بشینم حرفای دلم رو بزنم اینجا تو وبلاگم که مثل یه خونه امنه بیشتر احساس راحتی میکنم تا با اآدمای دورو برم

مرسی ساحل پاییزی قشنگم که همیشه میزاری کنارت راحت باشم

/ 2 نظر / 14 بازدید
Ahmad

وبلاگ نویسی خوبه [بغل]