این روزا

داره یه اتفاقایی می افته...توش شادی هست و خیلی مسایل دیگه .اما نمی دونم چرا اینقدر دلشوره دارم ..حتی دستم زیاد به نوشتن هم نمی ره...

قراره به زودی ،یه نفر واسه همیشه به خلوتم راه پیدا کنه..و این یعنی شروع یه فصل جدید تو زندگیم..

اصلا حس و حالم رو نمی فهمم..همش نگرانی ..همش دلهره...

میگن این حالت طبیعی هست ،اما نمی دونم چه جوری باهاش کنار بیام ... فقط می تونم بگم یه حس ناشناخته است که توش همه چیز هست...ترس و اضطراب که تهش شیرینیه این روزا رو معلوم میکنه.

فقط امید وارم این راهی که می خواد شروع شه، این دو نفره شدن،این زندگی جدید..

به بهترین شکل انجام شه...

خیلی وقت بود ننوشته بودم..حالا یه کم سبک شدم..

خدایا مثل همیشه واسمون بهترین رو رقم بزن...و پشتمون باش تا همه چیز همون جوری که می خوام و برنامه ریزی کردم !!!،پیش بره

/ 6 نظر / 6 بازدید

مبارکههههههههههههههه آبجی جونم.منم تقریبا حالت تورو دارم.ایشالا خوشبخت بشی.[لبخند][هورا]نگران نباش.خدا بزرگه و همه چی به خوبی و خوشی حل میشه.[ماچ][گل]

سحر

راستی پیام بدون اسم من بودم.[خنده]

sepehrسپهر

سلام گلناز جان مبارک باشه به سلامتی. به پای هم به خوبی و خوشی 1000 سال زندگی کنید و پیر نشید. خیلی برات خوشحالم گلناز جوون. اگه دعوتم کنی حتما میام. سحر ایران نیست وگرنه با هم میومدیم. حالا این پسر خوشبخت کی هست؟ همیشه شاد موفق پیروز سربلند پایدار مانا بهروز و سلامت باشی.[گل]

سروناز شیراز

ما را سر سودای کس دیگر نیست در عشق تو پروای کس دیگر نیست جز تو دگری جای نگیرد در دل دل جای تو شد جای کس دیگر نیست[ماچ]

سارا

آخی. آره همه راست میگن طبیعیه ایشالا که خوشبخت شین ایشالا همه چیز همونطور باشه که میخوای[رویا] منم واست دعا میکنم

سارا

راستی یادم رفت . منم جدیدا یه وبلاگ راه انداختم. دوست داشتی سر بزن[چشمک]